مصاحبه خبرنگار بى بى سى، آقاى نيكلاس پيهام با حضرت استاد محمد جواد فاضل لنكرانى
33 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : خبرنگار بی بی سی 7/8/80
تعداد شرکت کننده : 0

مترجم: ايشان مى خواستند راجع به زندگى حضرت آية الله العظمى فاضل لنكرانى سؤال نمايند و به صورت طبيعى بنده به عنوان مقلد ايشان دو سؤال بپرسم و ايشان پاسخ فرمايند و اين خبرنگار ضبط كند كه مى فرماييد امكان خدمت آقا رسيدن نيست.

آقاى فاضل: هدف ايشان از مصاحبه چيست؟

الجواب: محور كار ايشان در ايران راجع به ماجراى يازده سپتامبر و مسائل افغانستان است و اكنون مى خواهند برنامه اى راجع به ديدگاه مذهبى ايران و علماء اسلام نسبت به اين قضايا تهيه كنند. و براى وى مهم است كه حالات قشر مذهبى و جامعه امروز ايران را نشان دهند و در اين رابطه نقش مسأله اجتهاد و تقليد مهم است. حال شما خود را معرفى بفرماييد.

آقاى فاضل: بنده محمد جواد فاضل فرزند مرجع بزرگ شيعه حضرت آية الله العظمى فاضل و در حوزه علميه مشغول تدريس دروس عالى هستم.

سؤال: رتبه علمى و عنوان شما چيست؟ آيا مجتهد هستيد؟

الجواب: درسى كه من مى دهم نمايانگر اجتهاد است. تدريس بالاترين سطح درسى حوزه است به نام درس خارج كه مدت پنج سال است به آن اشتغال دارم.

سؤال: پس در واقع شما مجتهد هستيد.

الجواب: بله، مقالات و رساله هاى فراوان اجتهادى نوشته ام كه در مجامع علمى در قم و شهرهاى ديگر مطرح شده است.

سؤال: پس اگر سؤال فقهى داشته باشيم مى توانيم از شما بپرسيم؟

الجواب: بله

سؤال: يكى از مسائل مبتلا به گوش دادن به موسيقى است كه در راديو و تلويزيون هم پخش مى شود. رابطه اين با حكم غنا چيست؟

الجواب: سؤال ايشان يك بحث تخصصى است كه در يك مصاحبه كوتاه نمى توان آن را مطرح كرد. اما به نحو اجمال عرض مى كنم كه در اسلام موسيقى به طور مطلق حرام نيست بلكه اگر از آن براى انحراف جامعه و به فساد

كشاندن جوانان و از بين بردن روحيه مذهبى مردم استفاده شود حرام است.

ما در اسلام يك سرى قوانين كلى داريم مثل آن كه اسلام مى گويد هر چيزى كه از آن براى به فساد كشاندن و انحراف انسان ها استفاده شود حرام است. موسيقى نيز همين طور است. اگر در اين جهت قرار گيرد حرام است والا نه. امروز از موسيقى براى پرورش گياهان يا در ارتش و نيروهاى نظامى استفاده مى كنند در اين گونه موارد موسيقى حرام نيست چون آن استفاده هاى مفسده انگيز را ندارد.

من يك تشبيهى عرض كنم. از نظر اسلام خريدن چاقو به قصد كشتن يك انسان حرام است و حال آن كه براى رفع نيازهاى زندگى اشكال ندارد. موسيقى نيز همين طور است. در غرب نوعاً از آن براى موارد فساد استفاده مى كنند لذا حرام است. اما اگر فسادى در كار نباشد اشكال ندارد.

سؤال: چه طور گوش كردن به آهنگ هاى مايكل جكسون در غرب حرام است اما استفاده آهنگ آن در ايران حرام نيست؟

الجواب: همان طور كه گفتم مهم قصد استفاده از آن است. اگر براى ايجاد فساد باشد حرام است و اين حكمى كه اكنون مى گويم نظر اكثر علماى اسلام است البته بعض علما نيز نظر ديگرى در اين مسأله دارند.

سؤال: نفوذ و تأثير حضرت آية الله لنكرانى و شهرتى كه در ايران دارند چگونه است و در واقع مردم به ايشان چگونه نگاه مى كنند؟

الجواب: آية الله العظمى لنكرانى كه امروز از مراجع بزرگ ايران هستند مقلدين فراوانى هم در ايران و هم خارج از ايران دارند. ايشان شخصيتى است كه تربيت شده سه عالم بزرگ است. آية الله بروجردى، آية الله العظمى امام خمينى و علامه طباطبايى رحمة الله عليهم. ايشان درس هاى خود را از اين سه بزرگوار گرفته اند. همگام انقلاب نيز همراه حضرت امام بودند و از بدو نهضت و انقلاب اسلامى، انقلاب را به مردم معرفى مى كردند و امروز نيز يكى از حاميان اصلى نظام و انقلاب هستند. شهرت ايشان در مسأله مرجعيت علاوه بر موارد فوق كثرت تأليفات تخصصى ايشان در مسائل فقهى است كه مورد استفاده اكثر حوزويان است.

جامعه مدرس حوزه علميه قم نيز كه از علماى طراز اول ايران هستند بعد از فوت حضرت آية الله اراكى هفت نفر را به عنوان مرجع معرفى كردند و ايشان به عنوان نفر اول آن جمع بود. بيش از شصت سال سابقه تدريس دارند و بسيارى از مدرسين و مجتهدين فعلى شاگرد ايشان بوده اند. لذا هم سابقه قلمى و علمى و نيز شخصيت انقلابى شان مجموعاً موجب شهرت و علاقه مردم به ايشان شده است.

سؤال: الان چند تا مرجع داريم؟

الجواب: آنها كه جامعه مدرسين معرفى كردند 7 نفرند. به غير از آنها دو سه نفر ديگر نيز هستند.

سؤال: در اوايل انقلاب شما دشمنان مشخص و زيادى داشتيد مثل عراق و آمريكا. اما امروز دشمنى شان را كمتر كرده اند و دشمنى آنها مشخص نيست بنابراين دفاع از انقلاب اكنون چگونه نقش پيدا مى كند؟

الجواب: ما معتقديم اين انقلاب چون ريشه دينى و مردمى دارد تا مادامى كه اين دو عامل وجود داشته باشد انقلاب با قدرت تمام راه خود را ادامه مى دهد. شايد اين مطلب كه مى گوييد دشمنى آمريكا و ديگران كم شده كه ما اين را باور نمى كنيم يك علتش اين باشد كه آنها حضور مردم را در تأييد و حمايت از انقلاب ديده اند كما اين كه در طول هشت سال جنگ تحميلى از انقلاب حمايت كردند. امروز نيز حضور مردم در صحنه هاى حكومت خيلى قوى است و تا مادامى كه اين حضور مردمى و انگيزه دينى هست هيچ قدرتى نمى تواند اين انقلاب را سركوب كند.

سؤال: ماه قبل آمريكا مورد تهاجم قرار گرفت و آنها معتقدند مسلمانان اين كار را كرده اند. سوال من اين است كه اگر گروهى از مسلمانان به غير مسلمانان حمله كنند از نظر اسلام آيا غير مسلمين حق دارند از خود دفاع كنند يا نه؟ و اصلاً حكم اسلام در اين مورد چيست؟ آيا مسلمانان مى توانند به غير مسلمانان حمله كنند؟

الجواب: اين كه آمريكا ادعا كرده گروه مسلمانى به آنجا حمله كرده هيچ دليلى بر آن اقامه نكرده است و ادعاى بى دليلى است. اسلام هم نمى پذيرد كه مسلمانان به مردم بى دفاع حمله كنند. اسلام احكام و مسائلش را شفاف مطرح مى كند. اگر رهبرى و مراجع براى دفاع از كشور فرمان دفاع دهند مردم همگى بسيج مى شوند اما اين كه عده اى بروند به مراكز عمومى حمله كنند اين محكوم است. در همين رابطه نيز حضرت آية الله العظمى لنكرانى فرمودند ما همان طور كه حمله به افغانستان را محكوم مى كنيم حمله به مركز تجارت جهانى را نيز محكوم مى كنيم. به اعتقاد ما و بر اساس قرائن موجود به احتمال قوى اين حمله كار صهيونيست هاست كه مى خواهند چهره مسلمانان را در دنيا مشوه نشان دهند اما نتيجه اى نخواهند گرفت چرا كه خداوند مى فرمايد (مكروا و مكر الله والله خير الماكرين)خداوند متعال آنها را به زودى رسوا خواهد كرد و چهره واقعى شان را به جهانيان نشان خواهد داد.

سؤال: در هر حال نظر اسلام در مورد گروه مسلمانى كه به يك گروه غير مسلمان حمله كنند چيست؟ و آن گروه غير مسلمان چه بايد بكنند؟

الجواب: بسيارى از احكام اسلام بر مبناى حكم عقل است و عقل هم در اين مسأله حكم به دفاع مى كند و در دفاع فرقى بين مسلمان و غير مسلمان نيست.

سؤال: بنابراين كار آمريكا توجيه شده است؟

الجواب: خير، كار آمريكا نزد هيچ كس حتى نزد خود آمريكائيان قابل توجيه نيست و لذا هر روز شاهد تظاهرات آنها در آمريكا هستيم. دليل آن هم اين است كه اولا آنها هيچ مدركى ارائه نداده اند كه افرادى كه در افغانستان هستند عامل اين حمله بودند.

ثانياً: بالفرض كه چنين مدركى هم باشد باز هيچ توجيهى براى هجوم به مردم بى گناه افغانستان آن هم با ادوات پيشرفته جنگى وجود ندارد. اقدام آمريكا نه تنها الان بلكه در هيچ زمانى قابل توجيه نيست و زشت ترين كارى است كه در تاريخ بشريت در حال انجام است.

ما معتقديم حتى نسبت به فلسطينيان كه اسرائيل با كمك فراوان آمريكا و مجلس سناى او آنها را به خاك و خون مى كشد با اين حال اين مجوز نمى شود كه بگوييم فلسطينيان بيايند و مردم بى گناه و بى دفاع آمريكا را به خاك و خون بكشند.

سؤال: دو هفته بعد از آن اتفاق مردم در نماز جمعه شعار مرگ بر آمريكا دادند. آيا هنوز آمريكا را شيطان بزرگ مى دانيد؟

الجواب: ما هميشه آمريكا را شيطان بزرگ مى دانيم. شما بايد جنايت ها و خيانت هاى آمريكا را به مردم ما بدانيد. ما وقتى مرگ بر آمريكا مى گوييم منظورمان مردم آمريكا نيست بلكه دولت آمريكا و سياست هاى استكبارى اوست. البته از مردم آمريكا هم گلايه منديم كه چرا به دولتمردانشان اجازه چنين اقداماتى را مى دهند. يكى از جنايت هاى آمريكا نسبت به مردم ما همين مسأله اى است كه در اين روزها شنيديد كه رئيس سازمان سيا اعتراف كرده كه ميكرب سياه زخم را در زمان جنگ تحميلى به عراق داده است . شما اگر كشورى عليه كشورتان اين كار را بكند به او چه مى گوييد؟ اگر با اين جنايت ها ما به آمريكا شيطان بزرگ نگوئيم چه بايد بگوييم.

سؤال: امروز در ايران عده اى اين موقعيت را بهترين فرصت براى برقرارى ارتباط با آمريكا مى دانند نظر شما چيست؟

الجواب: به نظر بنده كسانى كه اهل تدبير و دلسوز انقلاب هستند چنين فكرى نمى كنند. و من تعجب مى كنم كه شما چرا تحقيق نمى كنيد كه بدانيد اين افراد چند نفرند؟ آيا از انگشتان دست شما تجاوز مى كنند؟ سياست هاى كلى نظام ما را رهبرى تعيين و مردم حمايت مى كنند. آيا شما نظر چند نفر آن هم در روزنامه ها را نظر اكثريت مردم مى دانيد؟

سؤال: نسبت به دو جناح موجود در ايران، آقاى خاتمى گفته اند كه مبارزه با تروريزم يك نوع جهاد است و طبعاً خيلى از روشنفكران كه طرفدار ايشان هستند آنها هم چنين ادعايى كرده اند. در حقيقت اكنون با اين كلام يك بال از بال هاى انقلاب كنده شده است.

الجواب: اتفاقاً در مورد مبارزه با تروريزم تمام مسؤولين ما اتفاق نظر دارند چون اصل ترور در اسلام محكوم است و هيچ كس نيست كه آن را جايز بداند. اما اين كه مى گوييد نيمى از جناح ها از انقلاب جدا شده اند اين اشتباه شماست . اتفاقاً در چند سال اخير در بين جناح هاى موجود، هيچ موضوعى كه اين چنين مورد اتفاق باشد وجود نداشته است. تمام جناح ها و افراد حمله به مركز تجارت جهانى را محكوم كردند و همين طور حمله آمريكا به مردم افغانستان را و هيچ كس را نديديد كه در اين جهت مخالفت بكند.

سؤال: شما گفتيد افرادى كه اين موقعيت را فرصت طلايى مى دانند كم هستند و حال آن كه ما وقتى به جامعه امروز ايران نگاه مى كنيم مى بينيم كه اين كشور با ديگر كشورهاى اسلامى فرق مى كند. در كشورهاى ديگر تظاهرات عليه آمريكا در اين مدت بيشتر از ايران صورت گرفته است و از سوى ديگر مردم ايران براى آمريكائيان بيشتر اظهار تأسف و ناراحتى كردند.

الجواب: پاسخ اين حرف خيلى روشن است. چون در كشورهاى ديگر بين مردم و حكومت هايشان فاصله است و نوعاً حكومت ها تحت سلطه آمريكا هستند مثل پاكستان، لذا مردم آنجا بايد بيشتر فرياد بزنند و تظاهرات كنند. منتها در ايران بين مردم و حكومت فاصله اى نيست و مسؤولين حرف مردم را مى زنند از اين رو نياز به اين مقدار تظاهرات نيست.

سؤال: شما فكر مى كنيد كه اگر امروز امام خمينى به اينجا باز گردد جامعه امروز ايران به نظرش آشنا مى آيد يا نه. وضع امروز تغيير كرده مثل رواج موسيقى و مسائلى كه از زمان رياست آقاى خاتمى به وجود آمده است.

الجواب: اولاً موسيقى كه امروز بدين نحو در صدا و سيما و نزد مردم وجود دارد ريشه در نظرات خود امام خمينى(قدس سره)دارد و اين چيزى نيست كه بعد از ايشان به وجود آمده باشد. البته ما معتقديم هدف اصلى امام(قدس سره) حفظ استقلال ايران و ايجاد معنويت در بين مردم و ريشه كن كردن فقر و پياده شدن احكام اسلام بود. و بحمدالله الان اين مسائل در ايران وجود دارد. در مورد استقلال ايران هم الان كدام دولت مى تواند در امور ايران دخالت بكند. ايران امروز استقلال كامل دارد و تصميمات نظام را خود مردم و مسؤولين مى گيرند. در رابطه با مسائل اقتصادى البته هنوز فقر در جامعه وجود دارد كه يك مقدار آن ريشه بين المللى دارد چون اقتصاد ايران مقدارى وابستگى به اقتصاد غرب دارد.

از اهداف مهم ديگر امام رشد معنويت و آگاهى سياسى مردم بود. امروز مى بينيد كوچكترين جوان ما در اين كشور، از مسائل دنيا آگاه است. ما مى بينيم آمريكا و دنياى غرب تلاش زيادى مى كنند تا جوانان ما را از معنويات دور سازند اما با هشيارى جوانان و مسؤولين امر اين توطئه هم خنثى خواهد شد.

سؤال: الان اگر رأى گيرى صورت بگيرد حرف علماء و كسانى كه خواهان معنويت هستند بيشتر طرفدار دارد يا كسانى كه دم از آزادى و دمكراسى مى زنند؟

الجواب: به نظرم تفكيك بين اين دو صحيح نيست. از اول انقلاب همه مردم و علماء آزادى در چار چوب اسلام را خواسته اند و الان نيز همين را مى خواهند. منتها ممكن است بين عده اى نسبت به حد و حدود آزادى در بعض مسائل، اختلاف نظر باشد اما در مورد اصل مسأله اتفاق نظر هست كه آزادى بايد در چار چوب اسلام باشد.

سؤال: حدود آزادى كه امروز بايد حاكم باشد توسط مردم تشخيص داده مى شود يا علماء؟

الجواب: محدوده اش توسط علماء تعيين مى شود.

سؤال: بيست سال قبل اين حكومت به رفراندم گذاشته شد آيا امروز هم اگر رفراندوم شود باز مردم به اين حكومت رأى خواهند داد يا نه؟

الجواب: بله و بهترين دليل آن همين حضور مردم در انتخابات اخير رياست جمهورى بود. اين حضور نشان گر آن است كه مردم حكومت را قبول دارند در حالى كه در زمان شاه و رژيم سابق مردم حضورى نداشتند و بيش از 20 درصد در انتخابات آنها شركت نمى كردند.

ما معتقديم اين حكومت برخاسته از توده مردم است و مربوط به قشر و گروه خاصى نيست حتى به روحانيت. همانطور كه گفتم اين حكومت چون ريشه دينى دارد مردم دفاع از آن را بر خود واجب مى دانند. البته نسبت به مشكلات جارى كشور و مسائل اقتصادى ممكن است مردم اعتراضاتى داشته باشند و شايد تا حدودى نيز اعتراضشان وارد باشد اما اين به معناى مخالفت آنها با حكومت نيست.

سؤال: اوايل انقلاب بسيارى از خيابان ها به نام افرادى نامگذارى شد كه غرب آنها را تروريست مى داند مثل خالد اسلامبولى و بابى ساندز. شما فكر نمى كنيد اكنون اين نام ها بايد تغيير كند؟

الجواب: آنچه كه مهم است اين است كه بدانيد مبناى فكرى نظام چيست؟ نامگذارى يك يا چند خيابان يا تغيير نام آنها تأثير چندانى ندارد. مبناى فكرى نظام ما اين است كه براى هر فرد و گروهى كه در برابر ظلم ظالمان بايستد و از خود دفاع كند يا از احكام اسلام دفاع كند احترام قائل است ما در هر نقطه اى از جهان براى هر كسى كه در برابر ظلم از خود دفاع كند احترام قائليم و براى ما تعبير و تعريف غرب از اين كه چه كسى را تروريست بنامد مهم نيست.

سؤال: استفاده از خشونت براى برپاداشتن حكومت اسلامى جايز است يا نه؟

الجواب: شما به ما جواب دهيد چرا خالد اسامبولى و افراد نظير او مجبور به انجام آن كار شدند؟ آيا آنها در اولين قدم اقدام به آن عمل كردند و آن را به عنوان اولين راه برگزيدند يا در اثر ظلم هايى كه به آنها و دينشان شده بود ديگر هيچ راه و چاره اى جز انجام آن كار نداشتند. شما بررسى كنيد كه آن حكومت ها چه كارهايى كرده بودند كه اين افراد چاره نجات دين و مردم خود را در اين عمل يافتند. از اين رو نام عمل آنها را خشونت نمى توان گذارد.

سؤال: اين چيزى كه نامش را جهاد و اين خشونتى كه نامش را دفاع مى ناميد همان كارى است كه بن لادن انجام مى دهد؟

الجواب: خير، بن لادن و طالبان از اول نزد ما نه مقبوليت دينى و نه سياسى داشته اند و از كارهاى آنها هيچ كس از ما نه مردم و نه مسؤولين دفاع نمى كند بلكه ما معتقد هستيم طالبان را آمريكا براى اجراى مقاصد خودش در پاكستان تربيت كرد و به افغانستان فرستاد و الان مشكلى براى خود آمريكا شده است. در همين قضايا آنها الان اعلان جهاد داده اند اما ايران چنين حكمى صادر نكرد هر چند ما حمله آمريكا به افغانستان و مردم مظلوم و بى دفاع آنها را محكوم مى كنيم.

اين مطلب مصداق همان فرمايش حضرت امام(قدس سره) است كه فرمودند: همه گرفتارى هاى ما از آمريكاست چون الان كاملاً مشخص شده كه همه گرفتارى ها از آنهاست. طالبان را آمريكا ايجاد كرد. شما برويد بررسى كنيد كه چه كسى طالبان را به وجود آورده است.

سؤال: خالد اسلامبولى و بن لادن هر دو در يك مدرسه درس خوانده اند. مدرسه اى كه يك فرد مصرى ايجاد كرده پس چرا شما بين اين دو تفاوت مى بينيد؟

الجواب: من اطلاع ندارم كه اين ها در يك مدرسه درس خوانده اند يا جدا بودند. بنده به طور كلى عرض كردم و گفتم جريان خالد اسلامبولى از بن لادن ماهيتاً جداست. جريان بن لادن را آمريكا به وجود آورده است. حال اگر در مورد خالد اسلامبولى شما مدرك داريد و معتقديد آمريكا او را به وجود آورده و تقويت كرده اگر چنين باشد او هم آمريكايى است. اما چنين نيست.

در خاتمه يك توصيه به شما مى كنم و آن اين كه اكنون كه در ايران هستيد نسبت به رابطه مردم با مسائل دينى خوب تحقيق و دقت كنيد خصوصاً كه ماه رمضان دارد فرا مى رسد بنگريد كه دين براى عموم مردم ما چه نقش اساسى دارد.

خبرنگار: علت آن كه خدمت شما رسيدم همين جهت بود.

آيا در رابطه با تهيه گزارش از سفر رهبرى به استان اصفهان مى توانيد به ما كمك كنيد.

الجواب: نه. اتفاقاً يكى از موارد تأييد مردم از حكومت و حمايتشان از انقلاب همين استقبال از ايشان در اصفهان خواهد بود و شما سعى كنيد كه حضور گسترده مردم را گزارش نماييد.

خبرنگار: خيلى علاقه مند بودم از محل درس و تدريس حضرت آية الله فاضل نيز ديدارى داشته باشم منتها بايستى جهت تهيه گزارش به اصفهان بروم.

با اين حال از شما تشكر مى كنم. شما خيلى صبور بوديد و چيزهايى زيادى به من ياد داديد.

آدرس اینترنتی